شمس الدين حافظ

53

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى )

در فاصله‌ى سال 1376 تا 78 توفيق سياحت در دنياى شگفت شاهنامه نصيبم شد « 1 » و در سال 1380 توفيق بازخوانى دفتر غزل‌هاى حافظ را يافتم ؛ و اينك در طليعه‌ى سال 1381 ، شادمان و خداى را شاكرم كه حاصل اين توفيق و اين گلگشت روحى ، در جامه‌ى اين كتاب آماده‌ى تقديم به پيشگاه اهل ادب و شعر و عرفان و عشق و رندى شده است . سخن آخر نوشتن شرحى بر غزل‌هاى حافظ را ، دوست شاعر و اديبم ، محمّد عزيزى پيشنهاد كرد . نيز تأكيد و ترغيب او بود كه مرا به اين مهم واداشت ؛ و گرنه هنگامى كه با خود براى پذيرفتن اين پيشنهاد كلنجار مىرفتم ، پيوسته اين بيت خواجه در خاطرم مىآمد كه : اى مگس عرصه‌ى سيمرغ نه جولانگه توست ! * عِرضِ خود مىبرى و زحمت ما مىدارى ! و همّت و پشت‌كار او و زحمت كاركنان نشر روزگار بود كه در مدت زمانى كوتاه ، اين كار را به مرحله‌ى چاپ و نشر رساند . بنابراين ، در پايان اين مقدمه از برادر و دوست گرانقدرم محمّد عزيزى و كاركنان زحمت‌كش و پرتلاش نشر روزگار - به ويژه خانم شيلا محبى - سپاسگزارم و براى آنان آرزوى توفيق بيش از پيش دارم . با توجه به تنگناى فرصت و كوتاهى زمان ، كار حروف چينى و صفحه آرايى واژه‌نامه و فهرست‌ها و مقدمه در مؤسّسه‌ى حروف چينى الفبا ( مشهد ) انجام شد و دوست با صفا و صميمىام آقاى محمّد حسين همدانى با لطف و محبّتى شايان تقدير و در كوتاه‌ترين زمان ممكن ، اين بخش كار را به پايان برد . سپاسگزار لطف و صفاى او نيز هستم . نهايت سخن اين است كه در لحظه‌به‌لحظه‌ى آغاز و انجام اين كار هم ( مانند ديگر سياه مشق‌هاى من ) همسر عزيزم ، زهرا مجيدى ايرج ، همراه و

--> ( 1 ) - كه حاصل آن فراهم آوردن خلاصه‌ى نسبتا كاملى از شاهنامه بود ، همراه با مقدمه و شرحى كوتاه ، كه در سال 1378 به وسيله انتشارات ياس ( مشهد ) به علاقه‌مندان عشق و حماسه تقديم شد .